دیکشنری فارسی

sleepily

UKsliːpiliː US'sli:pəlı

معنی فارسی

بطور خواب الود

معنی کامل و مثال‌ها

/-pǝ lē/adv.

با خواب آلودگی، به طور خوابکی، خوابکی

مترادف‌ها

adverb
1. Drowsily.
2. Lazily, dully, stupidly, heavily.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن