دیکشنری فارسی

sleepiness

UKsliːpainəs US'sli:pınəs

معنی فارسی

خواب الودگي خوابناکي

معنی کامل و مثال‌ها

/-pē nis/n.

خواب آلودگی، خوابکی بودن

مترادف‌ها

noun
Drowsiness, somnolence, doziness, inclination to sleep.

واژه‌های دیگر با معنی «خواب الودگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن