دیکشنری فارسی

sleet

UKsliːt USsli:t

معنی فارسی

برف وباران (باهم) ، تگرگ ريز ،

برف وباران با هم باريدن ، تگرگ ريزامدن

معنی کامل و مثال‌ها

/slēt/n., vi.

● باران نیمه منجمد، یخ باران (بارانی که هنگام ریزش یخ می‌زند و از تگرگ کوچک‌تر است)، یخبار، ریز تگرگ

● (بارانی که بر درختان یا کف خیابان و غیره یخ می‌زند) یخ لایه

● یخ بار کردن، یخباران آمدن

● با لایه‌ی یخ پوشاندن

تعریف انگلیسی

verb
  1. partially melted snow (or a mixture of rain and snow)
  2. precipitate as a mixture of rain and snow “If the temperature rises above freezing, it will probably sleet” “It is ----ing” “It was sleeting all day long”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن