slimsy
معنی فارسی
زود شکن وبدساخت لاغر باريک اندام نحيف. بد ساخت سست زهوار در رفته
معنی کامل و مثالها
/slim´zē/adj.
● (قدیمی - عامیانه)
● خفیف، کم، اندک
● بد ساخت، سست، زهوار در رفته (slimpsy هم میگویند)
زود شکن وبدساخت لاغر باريک اندام نحيف. بد ساخت سست زهوار در رفته
/slim´zē/adj.
● (قدیمی - عامیانه)
● خفیف، کم، اندک
● بد ساخت، سست، زهوار در رفته (slimpsy هم میگویند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن