دیکشنری فارسی

slink (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/sliŋk/n., adj., vt.

● (پستانداران)

● بچه انداختن، آفگانه کردن

● آفگانه، (به ویژه گوساله) نارس، زودرس

● گوساله‌ی زودرس

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن