دیکشنری فارسی

slipcover

UKslipkʌvər

معنی فارسی

روکش روکش کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-kuv´ǝr/n., vt.

● (صندلی و کاناپه و غیره)

● روکش

● روکش کردن

the car's seats were elegantly slipcovered

صندلی‌های اتومبیل را به طور زیبایی روکش کرده بودند.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a removable fitted cloth covering for upholstered furniture

واژه‌های دیگر با معنی «روکش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن