دیکشنری فارسی

slipshod

UKslipʃɔd US'slıp'ʃɔd

معنی فارسی

(داراي کفش) پاشنه خوابيده ، لا ابالي ، لاقيد ،

شلخته ، بي ترتيب ، بيربط

معنی کامل و مثال‌ها

/-shäd´/adj.

دارای کفش‌های فرسوده (به ویژه کفش‌هایی که پاشنه‌ی آنها رفته است)

بد ساخت، سرهم بندی شده، سرسری

مترادف‌ها

adjective
Careless, slovenly, shuffling, untidy.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن