slipshod
UKslipʃɔd
US'slıp'ʃɔd
معنی فارسی
(داراي کفش) پاشنه خوابيده ، لا ابالي ، لاقيد ،
شلخته ، بي ترتيب ، بيربط
معنی کامل و مثالها
/-shäd´/adj.
● دارای کفشهای فرسوده (به ویژه کفشهایی که پاشنهی آنها رفته است)
● بد ساخت، سرهم بندی شده، سرسری
مترادفها
adjective
Careless, slovenly, shuffling, untidy.