دیکشنری فارسی

slope

UKsloup USsləup

معنی فارسی

سرازيري سر بالايي نشيب شيب دامنه سينه کش سرازيرشدن

معنی کامل و مثال‌ها

/slōp/n., adj., vt., vi.

شیب، سرازیری، سربالایی، نشیب، فراز، تنده

a sharp slope

شیب تند

a 40-degree slope

سراشیب 40 درجه

she skied down the slope

در سرازیری اسکی کرد.

a slight slope

شیب کم

کجی، تمایل، میل (رجوع شود به: slant)

(ریاضی) ضریب زاویه، ضریب زاویه‌ای، شیب گوشه

شیب داشتن، سرازیر (یا سربالا) بودن

here the road slopes down a little

در اینجا جاده کمی سراشیب می‌شود.

(با: off یا away - عامیانه) جیم شدن، ورمالیدن، فلنگ را بستن، سلانه سلانه رفتن، با طمانینه گام برداشتن

شیب‌دار کردن، فراز و نشیب دار کردن

(قدیمی - شاعرانه) شیب دار، پر فراز و نشیب

تعریف انگلیسی

verb
  1. an elevated geological formation “he climbed the steep slope” “the house was built on the side of a mountain”
  2. the property possessed by a line or surface that departs from the horizontal “a five-degree gradient” “The terrain sloped down” “Verb Frames:” “Something ----s” “Something is ----ing PP”

مترادف‌ها

I. noun
1. Obliquity, oblique direction, direction downward.
2. Inclination, acclivity or declivity.
II. verb active
Incline.
III. verb neuter
Incline, slant, take an oblique direction.

واژه‌های دیگر با معنی «سرازيري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن