slothfully UKslouθfuliː معنی فارسی به تنبلي بسستي واژههای دیگر با معنی «به تنبلي» lazily به تنبلي، تنبلانه laze تنبلي کردن، به تنبلي گذراندن feather bedding مزد تنبلي، مقصود حقوقي است که به اشخاص بي علاقه به، کار يا کساني که از کار مي دزدند پرداخت idly به بيکاري، از روي بي کاري، از روي تنبلي