slouchy
UKslautʃiː
معنی فارسی
دولا دولاراه رونده خميده تنبل بي عرضه .
معنی کامل و مثالها
/-ē/adj.
● قوز کرده، سرخمیده، بد قواره
تعریف انگلیسی
adjective
- lacking stiffness in form or posture “a slouchy sweater”