دیکشنری فارسی

slow-moving

معنی فارسی

داراي حرکت کند ، کالاهايي که فروختن آنها

مدت زيادي طول ميکشد

معنی کامل و مثال‌ها

/-mōōv´iŋ/adj.

● کندرو

slow-moving vehicles

وسائط نقلیه‌ی کندرو

● کساد، کم فروش

تعریف انگلیسی

adjective
  1. moving slowly “slow-moving cars”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن