slow-moving
معنی فارسی
داراي حرکت کند ، کالاهايي که فروختن آنها
مدت زيادي طول ميکشد
معنی کامل و مثالها
/-mōōv´iŋ/adj.
● کندرو
slow-moving vehicles
وسائط نقلیهی کندرو
● کساد، کم فروش
تعریف انگلیسی
adjective
- moving slowly “slow-moving cars”