دیکشنری فارسی

sluggard

UKslʌgəd

معنی فارسی

ادم تنبل تنبل

معنی کامل و مثال‌ها

/slug´ǝrd/n., adj.

تنبل، کاهل، بی بخار، تن پرور، تن آسا، از قافله عقب، دیر حاضر

مترادف‌ها

I. noun
Drone, lounger, idler, laggard, slug.
II. adjective
Sluggish, lazy.

واژه‌های دیگر با معنی «ادم تنبل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن