دیکشنری فارسی

sluice

UKsluːs USslu:s

معنی فارسی

ابگيره ، بندسيلگير ، سد دريچه اي ، دريچه ،

مقدارابي که ازبندبيرون مي رود

معنی کامل و مثال‌ها

/slōōs/n., vi., vt.

مخرج سد، جوی دریچه‌دار، آباره، آبگیره، (آسیاب) ناودان، راه آب، آبرو

آب پشت سد، آب درون جوی دریچه‌دار

دریچه‌ی سد، آبدر (floodgate و sluice gate هم می‌گویند)

هرز آبراه، گندابراه، زهابراه

(معدن طلا) تغارشن شویی، تشت سنگ شویی

(حمل الوار جنگلی ) سرسره‌ی الوار

(با کانال دریچه‌دار از انبار یا سد و غیره) آب کشیدن، آب گرفتن

(با آب فشار دار) شستن

he sluiced the car with a hose

اتومبیل را با شیلنگ شست.

در جوی دریچه دار جاری شدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. pour as if from a sluice “An aggressive tide sluiced across the barrier reef” “Verb Frames:” “Something ----s” “Something is ----ing PP” “It was sluiceing all day long”
  2. irrigate with water from a sluice “sluice the earth” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
  3. transport in or send down a sluice “sluice logs” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
  4. draw through a sluice “sluice water” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

noun
Opening, vent.

واژه‌های دیگر با معنی «ابگيره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن