دیکشنری فارسی

slumberous

UKslʌmbərəs

معنی فارسی

(slumbery slumbrous) چرتي خوابکي سست بي سر وصدا خواب اور خواب الود.

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝs/adj.

خواب آلود، خوابکی

وابسته به خواب، خواب مانند

خواب آور

آرام، خاموش، کم سر و صدا (slumbrous هم می‌نویسند)

a slumberous rural town

یک شهر روستایی کم سرو صدا

تعریف انگلیسی

adjective
  1. quiet and tranquil “a slumberous June morning”
  2. inclined to or marked by drowsiness “slumberous (or slumbrous) eyes” “slumbery' is archaic” “the sound had a somnolent effect”

مترادف‌ها

adjective
Soporific, soporiferous, somniferous, somnific, sleepy, drowsy.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن