slut
UKslʌt
معنی فارسی
زن شلخته زن بچل
معنی کامل و مثالها
/slut/n.
● (زن) شلخته، شورتی، ولنگار، لچر
● جنده مسلک، سلیطه، تک پران، قحبه
تعریف انگلیسی
noun
- a woman adulterer
- a dirty untidy woman
مترادفها
noun
Slattern, drab, draggletail.