دیکشنری فارسی

sly

UKsliː USslaı

معنی فارسی

سربتو اب زيرکاه روبه بار موذي عيار محيل دورو موذيانه محيلانه

معنی کامل و مثال‌ها

/slī/adj.

(محلی) ماهر، زبردست

sly skill

مهارت زبردستانه

حیله‌گر، آب زیر کاه، فریبکار، رند، مکار، نابکار

a sly fox

یک روباه مکار

حیله‌گرانه، فریبکارانه، رندانه، مکر آمیز، نابکارانه

a sly answer

پاسخ رندانه

بازیگوش، شیطان، شوخ چشم

* on the sly

مخفیانه، پنهانی، به طور سری

they meet on the sly

آنها مخفیانه ملاقات می‌کنند.

مترادف‌ها

adjective
1. Cunning, artful, crafty, wily, subtle, insidious.
2. Wily, cautious, shrewd, nimble, skilful, knowing, fine, subtle, astute.
3. Arch, knowing.
4. Secret, underhand, clandestine, stealthy.

واژه‌های دیگر با معنی «سربتو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن