small bells معنی فارسی زنگوله واژههای دیگر با معنی «زنگوله» hawkbell زنگوله، زنگوله اي که بپاي قوش يابازمي بندند tintinnabulum زنگوله، جغجغه زنگي sleigh bell زنگوله سورتمه . bell-shaped curve منحني زنگوله شکل sousaphone شيپور زنگوله دار. bellwether پيش اهنگ گله، گوسفند زنگوله دار، رهبر bell زنگ، دراي، زنگوله rattlesnake مار زنگي، مارجلاجل، مار زنگوله دار