small minded UKsmɔːlmaindid معنی فارسی کوته فکر کوته نظر پست واژههای دیگر با معنی «کوته فکر» low minded کوته فکر، کوته نظر، داراي فکر بد وپست. illiberal نظر تنگ، کوته فکر، متعصب one idead نظر تنگ، تنگ نظر، کوته فکر narrow minded نظر تنگ، تنگ نظر، کوته فکر Lilliputian وابسته به کشور ليلي پوت، ليلي پوتي، ريزه اندام provincial ايالتي، ولايتي، محلي hidebound پوست بتن چسبيده، خشکيده، (مج.) کوتاه فکر provincialism لهجه ولايتي، اصطلاحات ولايتي، طرز فکر ولايتي