smarten
معنی فارسی
قشنگ کردن زيباکردن اراستن
معنی کامل و مثالها
/smart´'n/vt., vi.
● (معمولا با: up)
● باهوش کردن، زرنگ کردن
● هوشدار کردن
● شیک کردن، تر و تمیز کردن
قشنگ کردن زيباکردن اراستن
/smart´'n/vt., vi.
● (معمولا با: up)
● باهوش کردن، زرنگ کردن
● هوشدار کردن
● شیک کردن، تر و تمیز کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن