دیکشنری فارسی

smashup

UKsmæʃuːp

معنی فارسی

کاملا خرد شده نابودي تصادم.

معنی کامل و مثال‌ها

/-up´/n.

● تصادم (به ویژه اگر شدید باشد)، هم کوفت، همکوب

● تباهی، نابودی

● شکست کامل، انهدام

● فاجعه، حادثه‌ی ناگوار

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن