دیکشنری فارسی

smelt (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/smelt/vt., vi.

● (به منظور جدا کردن ناخالصی‌ها از فلز) گداختن، گدازیدن، تفتن، قال کردن

● (فلز را) سره کردن، پالاییدن

● گداخته شدن، قال‌گیری شدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن