دیکشنری فارسی

smolder

US'sməuldə

معنی فارسی

(smoulder) سوختن ودود کردن ،

بي اتش سوختن ، خاموش کردن ، خفه کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/smōl´dǝr/vi., n.

● (بدون شعله) سوختن (و دود کردن)، زیر خاکستر سوختن، آهسته سوختن، از درون سوختن

a cigarette is smoldering in the ashtray

سیگار در جاسیگاری می‌سوزد.

cover the burning charcoals with ashes and let them smolder

زغال‌های سوزان را با خاکستر بپوشان و بگذار آهسته بسوزند.

● آتش کور سوز، (آتش) درون سوز

● در تب و تاب بودن (انگلیس: smoulder)

he smoldered with jealousy

از زور حسادت می‌سوخت.

their enmity smolderd for several years

آتش خصومت آنان چندین سال سوزان بود.

her voice was calm but her eyes smoldered

صدایش آرام بود ولی از چشمانش آتش می‌بارید.

تعریف انگلیسی

verb
  1. a fire that burns with thick smoke but no flame “the smoulder suddenly became a blaze”
  2. burn slowly and without a flame “a smoldering fire” “Something ----s”
  3. have strong suppressed feelings “Somebody ----s”

واژه‌های دیگر با معنی «(smoulder) سوختن ودود کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن