snakestone معنی فارسی پادزهر واژههای دیگر با معنی «پادزهر» alexipharmac پادزهر، ترياق، زهردارو bezoar پادزهر، پازهر mithridate پادزهر، ترياق. milkweed پادزهر رسمي، استبرق.، وابسته به تيره ي Asclepiadaceae از راسته ي stapelia پادزهر سمي وبدبوي افريقا. T.A. مخفف ( toxin-antitoxin) به معني زهر - پادزهر. milk weed شير گياه، گياه پادزهر milk-weed شيرگياه، گياه پادزهر theriaca ترياق، معجون، پادزهر معجوني miyhridate معجون مهرداد، مهرداد، معجون