snaky
UKsneikiː
معنی فارسی
ماروش مارمانند موذي خائن ماردار پرمار مارپيچ
معنی کامل و مثالها
/snāk´ē/adj.
● وابسته به یا مانند مار، مارسان، مار مانند، ماری
● مارپیچ، پرپیچ و خم، پیچدار، پیچاپیچ
● موذی، حیله گر، مار صفت، خبیث
● پر از مار
● متشکل از مار، دارای دسته یا پایهی مار مانند
تعریف انگلیسی
adjective
- resembling a serpent in form “a serpentine wall” “snaky ridges in the sand”
مترادفها
adjective
1. Serpentine, winding, snakish.
2. Sly, cunning, artful, deceitful, insinuating, subtle.