دیکشنری فارسی

snapshot

UKsnæpʃɔt US'snæp'ʃɔt

معنی فارسی

عکس فوري ، تيرفوري ،

عکس فوري برداشتن (از)

معنی کامل و مثال‌ها

/snap´shät´/n.

● (تیراندازی یا پرتاپ گوی و غیره) پرتاب با شتاب (و بدون نشانه گیری)

● عکس فوری، (با دوربین کوچک) عکس

تعریف انگلیسی

noun
  1. an informal photograph; usually made with a small hand-held camera “my snapshots haven't been developed yet” “he tried to get unposed shots of his friends”

واژه‌های دیگر با معنی «عکس فوري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن