پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
snarly (1)
معنی کامل و مثالها
/snärl´ē/adj.
●
خروشان
●
کج خلق، بد عنق
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن