دیکشنری فارسی

sneaking

UKsniːkiŋ US'sni:kıŋ

معنی فارسی

پست دزدکي زير جلي ترديداميز

معنی کامل و مثال‌ها

/-kiŋ/adj.

پاورچین، تک پا، دزدانه، خائنانه، نهانکارانه، نامردانه

sneaking manner

روش خائنانه

محرمانه، پنهانی، درونی، مخفیانه

a sneaking fondness for ice cream

علاقه‌ی پنهانی به بستنی

مترادف‌ها

adjective
1. Servile, slavish, cringing, obsequious, fawning, grovelling, truckling, crouching, mean, low, base, abject, vile, beggarly, time serving.
2. Secret, underhand, clandestine, concealed, hidden, covert, sly.

واژه‌های دیگر با معنی «پست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن