دیکشنری فارسی

snick (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/snik/n., vt.

● فرورفتگی کوچک، دندانه، دندانچه

● (بازی کریکت) با لبه‌ی چوگان زدن

● کمی بریدن، دندانه انداختن، دندانه دار کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن