snick (1)
معنی کامل و مثالها
/snik/n., vt.
● فرورفتگی کوچک، دندانه، دندانچه
● (بازی کریکت) با لبهی چوگان زدن
● کمی بریدن، دندانه انداختن، دندانه دار کردن
/snik/n., vt.
● فرورفتگی کوچک، دندانه، دندانچه
● (بازی کریکت) با لبهی چوگان زدن
● کمی بریدن، دندانه انداختن، دندانه دار کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن