دیکشنری فارسی

snicker

UKsnikər US'snıkə

معنی فارسی

پوزخند زدن نيشخند زدن با صدا خنديدن شيهه کشيدن نيشخند پوزخند.

معنی کامل و مثال‌ها

/snik´ǝr/vi., vt., n.

● خنده‌ی زیر لبی، هرهر، خنده‌ی نیمه آشکار، ترتر، پوزخند

● ترتر خندیدن، زیر لبی خنده کردن، هرهر کردن، پوزخند زدن

● شیهه کشیدن (بیشتر می‌گویند: to neigh)

● همراه با خنده گفتن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a disrespectful laugh
  2. laugh quietly “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”

مترادف‌ها

verb neuter
Laugh (under restraint), titter, snigger, giggle.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن