دیکشنری فارسی

snicker

UKsnikər US'snıkə

معنی فارسی

پوزخند زدن نيشخند زدن با صدا خنديدن شيهه کشيدن نيشخند پوزخند.

معنی کامل و مثال‌ها

/snik´ǝr/vi., vt., n.

خنده‌ی زیر لبی، هرهر، خنده‌ی نیمه آشکار، ترتر، پوزخند

ترتر خندیدن، زیر لبی خنده کردن، هرهر کردن، پوزخند زدن

شیهه کشیدن (بیشتر می‌گویند: to neigh)

همراه با خنده گفتن

مترادف‌ها

verb neuter
Laugh (under restraint), titter, snigger, giggle.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن