snicker
UKsnikər
US'snıkə
معنی فارسی
پوزخند زدن نيشخند زدن با صدا خنديدن شيهه کشيدن نيشخند پوزخند.
معنی کامل و مثالها
/snik´ǝr/vi., vt., n.
● خندهی زیر لبی، هرهر، خندهی نیمه آشکار، ترتر، پوزخند
● ترتر خندیدن، زیر لبی خنده کردن، هرهر کردن، پوزخند زدن
● شیهه کشیدن (بیشتر میگویند: to neigh)
● همراه با خنده گفتن
مترادفها
verb neuter
Laugh (under restraint), titter, snigger, giggle.