sniffle
معنی فارسی
آب بيني بالا کشيدن، فن فن کردن
آب بيني بالاکشي، عن دماغ بالاکشي، فن فن
معنی کامل و مثالها
/snif´ǝl/n., vi.
● (به ویژه هنگام گریه یا زکام) آب بینی بالا کشیدن، (با صدای بلند) فن فن کردن
the boy sniffled and the teacher asked him to blow his nose with a handkerchief
شاگرد فن فن کرد و معلم از او خواست که با دستمال دماغ خود را بگیرد.
● آب بینی بالاکشی، عن دماغ بالاکشی، فن فن
* the sniffles
(عامیانه) 1- زکام، سرماخوردگی 2- (در اثر گریه) فن فن
تعریف انگلیسی
verb
- cry or whine with snuffling “Stop snivelling--you got yourself into this mess!” “Verb Frames:” “Somebody ----s”
- inhale audibly through the nose “the sick student was sniffling in the back row” “Verb Frames:” “Somebody ----s”