دیکشنری فارسی

sniffle

معنی فارسی

آب بيني بالا کشيدن، فن فن کردن

آب بيني بالاکشي، عن دماغ بالاکشي، فن فن

معنی کامل و مثال‌ها

/snif´ǝl/n., vi.

(به ویژه هنگام گریه یا زکام) آب بینی بالا کشیدن، (با صدای بلند) فن فن کردن

the boy sniffled and the teacher asked him to blow his nose with a handkerchief

شاگرد فن فن کرد و معلم از او خواست که با دستمال دماغ خود را بگیرد.

آب بینی بالاکشی، عن دماغ بالاکشی، فن فن

* the sniffles

(عامیانه) 1- زکام، سرماخوردگی 2- (در اثر گریه) فن فن

تعریف انگلیسی

verb
  1. cry or whine with snuffling “Stop snivelling--you got yourself into this mess!” “Verb Frames:” “Somebody ----s”
  2. inhale audibly through the nose “the sick student was sniffling in the back row” “Verb Frames:” “Somebody ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن