دیکشنری فارسی

snob

UKsnɔb USsnɔb

معنی فارسی

کسي که پيوسته ميخواهدخود را د رگروه بزرگان

وتوانگران در اورد

معنی کامل و مثال‌ها

/snäb/n.

● (در اصل) کسی که ثروت و لقب اشرافی ندارد، عامی

● (کسی که ثروت و مقام در نظرش مهم است و به زیر دستان فخر می‌فروشد) دنیا دوست، فخر فروش، گند دماغ‌دار، متفرعن، گران سایه، بادسر، پایبند پول و مقام، ظاهرپسند

● (کسی که خود و سلیقه‌ی خود را برتر می‌داند) خودپسند، خودخواه، خود والا پندار

* snobbish, adj.

افاده‌ای، پرنخوت، متکبر، متفرعن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person regarded as arrogant and annoying

مترادف‌ها

noun
Upstart, mushroom, pretender to gentility, pretentious fellow, parvenu.

واژه‌های دیگر با معنی «کسي که پيوسته ميخواهدخود را د رگروه بزرگان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن