snob
UKsnɔb
USsnɔb
معنی فارسی
کسي که پيوسته ميخواهدخود را د رگروه بزرگان
وتوانگران در اورد
معنی کامل و مثالها
/snäb/n.
● (در اصل) کسی که ثروت و لقب اشرافی ندارد، عامی
● (کسی که ثروت و مقام در نظرش مهم است و به زیر دستان فخر میفروشد) دنیا دوست، فخر فروش، گند دماغدار، متفرعن، گران سایه، بادسر، پایبند پول و مقام، ظاهرپسند
● (کسی که خود و سلیقهی خود را برتر میداند) خودپسند، خودخواه، خود والا پندار
* snobbish, adj.
افادهای، پرنخوت، متکبر، متفرعن
تعریف انگلیسی
noun
- a person regarded as arrogant and annoying
مترادفها
noun
Upstart, mushroom, pretender to gentility, pretentious fellow, parvenu.