دیکشنری فارسی

snoop

USsnu:p

معنی فارسی

نگاه تجسس اميز کردن ، بدنبال غذا پوييدن ،

بدنبال متخلفين قانون گشتن ،

مخفيانه تحقيقات بعمل اوردن ، جستجو کننده ،

جاسوس.

معنی کامل و مثال‌ها

/snōōp/vi., n.

● (عامیانه)

● (مخفیانه و جاسوس وار) تجسس کردن، (کنجکاوانه) نگاه کردن

● آدم جاسوس منش، آدم فضول و کنجکاو (snooper هم می‌گویند)

● تجسس، جاسوسی، فضولی، جستجو

تعریف انگلیسی

verb
  1. a spy who makes uninvited inquiries into the private affairs of others
  2. watch, observe, or inquire secretly “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن