دیکشنری فارسی

snow bound

معنی فارسی

دچار برف ، بازمانده از زفتن بواسطه برف

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن