دیکشنری فارسی

snowbird

UKsnoubid

معنی فارسی

مرغ برف

معتاد به هروئين يا کوکائين

اهل شمال که زمستانها به جنوب سفر ميکند

معنی کامل و مثال‌ها

/-bu_rd´/n.

(جانور شناسی) مرغ برف (نوعی سهره‌ی امریکای شمالی: Junco hyemalis)

(امریکا - خودمانی) معتاد به هروئین یا کوکائین

(امریکا- عامیانه) اهل شمال که زمستان‌ها به جنوب سفر می‌کند

تعریف انگلیسی

noun
  1. medium-sized Eurasian thrush seen chiefly in winter
  2. small North American finch seen chiefly in winter
  3. white Arctic bunting

واژه‌های دیگر با معنی «مرغ برف»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن