snowbird
UKsnoubid
معنی فارسی
مرغ برف
معتاد به هروئين يا کوکائين
اهل شمال که زمستانها به جنوب سفر ميکند
معنی کامل و مثالها
/-bu_rd´/n.
● (جانور شناسی) مرغ برف (نوعی سهرهی امریکای شمالی: Junco hyemalis)
● (امریکا - خودمانی) معتاد به هروئین یا کوکائین
● (امریکا- عامیانه) اهل شمال که زمستانها به جنوب سفر میکند
تعریف انگلیسی
noun
- medium-sized Eurasian thrush seen chiefly in winter
- small North American finch seen chiefly in winter
- white Arctic bunting