snowfall
UKsnoufɔːl
US'snəu'fɔl
معنی فارسی
بارندگي (برف)
معنی کامل و مثالها
/-fôl´/n.
● ریزش برف، بارش برف
● میزان برف در هر ناحیه (در مدت معین)
here the annual snowfall is two meters
در اینجا بارش سالیانهی برف دو متر است.
تعریف انگلیسی
noun
- precipitation falling from clouds in the form of ice crystals