دیکشنری فارسی

snuff (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/snuf/n., vt., adj.

● سرفتیله‌ی شمع را (برای بهتر سوختن) قیچی کردن

● (با فشردن فتیله یا با شمع خفه کن) شمع را خاموش کردن

● (خودمانی) کشتن، به قتل رساندن

● وابسته به فیلم سکسی

* snuff out

1- (شمع و غیره را) خاموش کردن، خفه کردن 2- (ناگهان) به پایان رساندن، نابود کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن