دیکشنری فارسی

snuff (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/snuf/vt., vi., n.

● از راه بینی بالا کشیدن، در دمیدن، استنشاق کردن (رجوع شود به: sniff)

● بوکشیدن

● رجوع شود به: snort

● انفیه

● هر گردی که از راه بینی دردمیده شود

● بو، رایحه

* up to snuff

(عامیانه) 1- در سطح یا میزان طبیعی (از نظر سلامتی یا خاصیت و غیره)، به حد نصاب 2- (انگلیس) هشیار، زیرک، گول نخور

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن