soar
معنی فارسی
بلندپروازکردن بلند پروازي کردن
معنی کامل و مثالها
/sôr/vi., vt., n.
● (در هوا) اوج گرفتن، بالارفتن، (در ارتفاع بالا) پرواز کردن، فرازیدن
a kite soared into the air
بادبادک در هوا اوج گرفت.
● (بدون استفاده از موتور یا بال زدن) در هوا لغزیدن، چرخ زدن
birds soared lower and settled on rooftops
پرندگان به پایین میچرخیدند و بر بامها مینشستند.
● (قیمت یا شهرت و غیره) بالا گرفتن، (بسیار) زیاد شدن، افزایش شدید یافتن
recently his reputation has soared
اخیرا شهرت او بالا گرفته است.
soaring prices
قیمتهای رو به افزایش شدید
temperatures will soar
حرارت خیلی زیاد خواهد شد.
● (شعر قدیم) اوج گرفتن و نایل شدن
● میزان اوج، ارتفاع اوج
● اوجگیری، فرازش
● سربه فلک کشیدن، بلند بودن
Mount Damavand soars above Tehran
کوه دماوند بر فراز تهران سربه فلک کشیده است.
تعریف انگلیسی
- the act of rising upward into the air
- rise rapidly “the dollar soared against the yen” “Something ----s” “Somebody ----s”
- fly by means of a hang glider “Somebody ----s”
- fly upwards or high in the sky “Something is ----ing PP”
- go or move upward “The stock market soared after the cease-fire was announced” “Something ----s”
- fly a plane without an engine “Somebody ----s”
مترادفها
verb neuter
Tower, mount, rise, ascend, fly aloft.