دیکشنری فارسی

socialized

US'səuʃə'laızd

معنی فارسی

اجتماعي کردن ، بکارهاي اجتماعي تخصيص دادن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. under group or government control “socialized ownership” “socialized medicine”

واژه‌های دیگر با معنی «اجتماعي کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن