دیکشنری فارسی

socializing

US'səuʃə'laızıŋ

معنی فارسی

اجتماعي کردن ، بکارهاي اجتماعي تخصيص دادن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of meeting for social purposes “there was too much socialization with the enlisted men”

واژه‌های دیگر با معنی «اجتماعي کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن