دیکشنری فارسی

societal

UKsəsaiətl USsə'saııtəl

معنی فارسی

وابسته به اجتماع.

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝ sī´ǝ tǝl/adj.

وابسته به جامعه، اجتماعی، همزیگانی، آمیزگارانه

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته به اجتماع.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن