sock (1)
معنی کامل و مثالها
/säk/n., pl.
● (تئاتر یونان و روم باستان) کفش سبک
● کمدی، شادمایش
● الههی الهامگر کمدی
● (جمع آن: socks یا sox) جوراب کوتاه
they wear white sox
آنها جوراب سفید کوتاه میپوشند.
● رجوع شود به: windsock
* sock away
(امریکا - عامیانه) پول کنار گذاشتن، پول اندوختن
* sock in
(امریکا) فرودگاه را بستن، هواپیما را زمینگیر کردن (معمولا به خاطر هوای نامساعد)