sod (2)
معنی کامل و مثالها
/säd/n., vt.
● (رویهی فوقانی خاک که حاوی علف و چمن و سایر گیاهان کوچک و ریشهی آنها است) روخاک، سیاخاک، خاک سیاه، خاکرویه، (خاک چسبیده به ریشهی چمن و غیره که با آن کنده میشود) ریشه خاک (turf و sward هم میگویند)
● کلوخه، کلوخهی ریشهدار
● با روخاک پوشاندن، با خاک علفدار پوشاندن، با لایهای از چمن پوشاندن
* the old sod
میهن، وطن، موطن، زادگاه (به ویژه در اشاره به ایرلند)
* under the sod
مرده و دفن شده، زیر خاک سیاه