دیکشنری فارسی

soft sell

معنی فارسی

بانرمي وملايمت بفروش رساندن.

معنی کامل و مثال‌ها

● (روش فروش از راه نرمش و زیرکی در برابر: روش فروش با فشار و اصرار hard sell) فروش آرام، نرم رفتاری

تعریف انگلیسی

noun
  1. suggestive or persuasive advertising

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن