soft-shell
معنی کامل و مثالها
/-shǝl´/adj., n.
● (دارای دیوارهی خارجی یا پوستهی نرم) نرمرویه، نرمپوسته
● جانور نرم پوست (به ویژه خرچنگی که تازه پوست انداخته باشد) (soft shelled هم میگویند)
/-shǝl´/adj., n.
● (دارای دیوارهی خارجی یا پوستهی نرم) نرمرویه، نرمپوسته
● جانور نرم پوست (به ویژه خرچنگی که تازه پوست انداخته باشد) (soft shelled هم میگویند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن