soilless معنی فارسی بدون خاک. واژههای دیگر با معنی «بدون خاک.» cohesionless soil خاک بدون چسبندگي innocent passage عبور بدون ضرر، مثل حالتي که دولتي قواي خود را جهت، سوار کردن به کشتي از خاک کشور ديگري over-break خاکبرداري اضافي و کندن و جابجا شدن اضافي، خاک يا قطعات سنگي که دراثر موار منفجره، بدون اينکه بخواهيم کنده شود