sojourned
UKsɔdʒənd
معنی فارسی
اقامت موقتي موقتاً اقامت کردن
اقامت موقتي موقتاً اقامت کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن