دیکشنری فارسی

solar

UKsoulər US'səulə

معنی فارسی

خورشيدي شمسي

معنی کامل و مثال‌ها

/sō´lǝr/adj.

● وابسته به خورشید، خورشیدی، آفتابی، شمسی

a solar calendar is different from a lunar one

تقویم شمسی با تقویم قمری فرق دارد.

● تولید شده در خورشید، ساطع از خورشید

solar energy

انرژی خورشیدی

● وابسته به نور یا گرمای خورشید

solar heating

گرمسازی خورشیدی

● (ستاره خوانی) تحت اثر خورشید

تعریف انگلیسی

adjective
  1. relating to or derived from the sun or utilizing the energies of the sun “solar eclipse” “solar energy” “Pertains to noun: sun”

واژه‌های دیگر با معنی «خورشيدي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن