soldiery
معنی فارسی
سرباز (ان) نيروي نظامي
معنی کامل و مثالها
/-ē/n.
● سربازان، لشکریان، نظامیان
● گروه سربازان
● سربازی
تعریف انگلیسی
noun
- soldiers collectively
مترادفها
noun
Soldiers, the military, the army, body of soldiers.