soldo
US'səuldəu
معنی فارسی
سالدو
معنی کامل و مثالها
/säl´do/n., pl.
● (ایتالیا - سابقا - سکهی مسی برابر با یک بیستم لیرا) سالدو
سالدو
/säl´do/n., pl.
● (ایتالیا - سابقا - سکهی مسی برابر با یک بیستم لیرا) سالدو
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن